السيد الطباطبائي ( مترجم وشارح : محسن دهقانى )

136

فروغ حكمت ( ترجمه وشرح نهاية الحكمه ) ( فارسى )

مشترك و مختص تشكيل يافته باشد ، در حالى كه قبلًا برهانى گشت كه وجود ، بسيط است و جزء ندارد . و اگر ما به الامتياز آن به واسطهء چيزى بيرون از وجود بود مىبايستى بيرون از حوزهء وجود ، حقيقتى وجود مىداشت كه بتواند ملاك امتياز يك وجود از وجود ديگر شود . ( و فرض اين است كه اين تمايزها تمايزهاى ماهوى نيستند ، بلكه تمايزهايى هستند كه به نفس وجود ، موجود مىشوند . ) و بيرون از حوزهء وجود چيزى وجود ندارد تا بتواند ملاك امتياز يك وجود از وجود ديگر باشد نتيجه مىگيريم كه اين امتيازها به نفس خود وجود حاصل مىشوند به عبارت ديگر مابه‌الامتياز آن عين ما به الاتحاد آن است . ما به الاشتراك در وجود عين ما به الامتياز است متن ويتفرّع على ما تقدّم امور : . . . الاشتراكَ والسّنخية إلى جهة الوحدة . ترجمه از آنچه گذشت امورى تفريع مىگردد : اول : تمايز بين هر مرتبه از مراتب وجود و مرتبهء ديگر از آن ، به ذات بسيطى است كه مابه‌الاشتراك آن عين ما به الامتياز آن مىباشد . و اين مطلب ، منافات ندارد با اين‌كه عقل ، تمايز بين وجودات را به جهت كثرت آن و اشتراك را به وحدت آن ارجاع دهد . شرح گرچه كثرت وجود به وحدت آن و بالعكس باز مىگردد ، لكن تعدد اعتبارات ، ملاك تعدد احكام مىگردد . وجود از آن جهت كه داراى مراتب كثير است ( يكى واجب ، يكى ممكن ، يكى واحد ، يكى كثير و . . . است . ) همين ملاك تمايز هر يك از ديگرى مىگردد . و از آن جهت كه حقيقت واحد است همهء وجودها در حقيقت وجود ، مشترك و هم سنخ و هم معنا هستند .